Posts Tagged ‘شیعه’

شیعه، سنی و توهم دشمنی

سپتامبر 22, 2008

مدتی است به برکت ماه رمضان و سفره افطارِ روبروی تلوزیون از صحبت‌های آقای مکارم استفاده می‏کنم.گرچه شاید برخی از صحبت‌های ایشان برایم قانع کننده نباشد ولی می‌شود با طرض تفکر یک مرجع‌ آشنا شد.
چند شب پیش در مورد اتحاد و ادیان الهی صحبت می‌کردند خیلی برایم جالب بود.
واقعا در این‏که همه ادیان به یک رسالت و آن پرستش خدای یگانه دعوت می‌کنند شکی نیست همه خدا را به عنوان خدا بودند می‌شناسند و پرستش می‌کنند و در کلیات همه یکی هستند و تفاوت فقط در جزئیات است که البته این جزئیات است که این همه دشمنی را بوجود می‌آورد.

البته این جزئیات و تفسیر یک سری از متعصبین آن ادیان هستند که این دشمنی‌ها و حرف‌های گزاف را پیش می‌آورند.
همه ادیان اشاره به خداوند دارند و همه آنها پیامبری از طرف خداوند دارند البته این بیشتر در ایران است که نمی‏توان چند دین را کنار هم جمع کرد و این نیست مگر برداشت‌های غلط تربیتی از اسلام که یک مشت آدم متعصب از زبان اسلام بیان می‌کنند.

کاش می‌شد همه مراجع می‌آمدند در تلوزیون و رسما حرف‌های آقای مکارم را تایید می‌کردند ایشان که از وحدت ادیان و کنار هم زندگی کردن ادیان به خوبی و خوشی حرف می‌زدند.

حال این وحدت ادیان جای خود، چراغی که به خانه رواست به مسجد روا نیست. هنوز خون‌های انسان‌های بیگناه سر مسادل کوچکی میان مسلمانان جاری است بیایید اول از هدر رفتن این خون‌ها جلو گیری کنیم بعد به وحدت ادیان بپردازیم.
البته اقای مکارم خیلی واضح و روشن بیان کردند که نباید به اختلافات کوچک شیعه و سنی دامن زد مهم این است که ما دینمان و خدایمان و پیامبران یکی است و این خودش می‌تواند کمال وحدت را برای ما برساند.
کاش همه متعصبین روبری تلوزیون می‌نشستند و این حرف‌ها را می شنیدند البته فکر کنم آن‌ها اصلا تلوزیون ندارند حتی تلوزیون را هم د رخانه تحریم کردند و به همان چهار ورق کاغذ بسنده کرده‌اند.

کاش می‌شد مراجعی مثل آقای وحید و دیگر مراجع هم می‌آمدند و می گفتند که آقا بس کنید این مسلمانان کشی نه اصلا این آدم کشی به خاطر اختلافات ریز و کوچک.
آخر بد بختی این است که بزرگان سر این مسائل هم وحدت ندارند متاسفانه آنقدر احادیث جور واجور ومختلف در اسناد و کتب شیعه است و هر کسی با یک ذوق و قریحه‌ای آن را تفسیر می‌کند و این امر باعث شده که کمتر سر این چنین مسائلی نظر آن‌ها یکی باشد.
یادم می‌آید به خاطر اینکه یکی از بزرگان گفته بود این که بگوییم هزارو اندی سال پیش امام علی خلیفه بوده یا کس دیگر چه فرقی می‌کند. آیا ارزش این را دارد که ما بخواهیم به خاطر این مسائل هزار و سیصد سال بعد آدم کشی یا مسلمان کشی راه بیندازیم.

واقعا این سوال است چه مشکلی از مشکلات ما مسلمانان حل می‌شود اگر بگویم امام علی خلیفه بود یا عمر چه مشکلی از ما حل می‌کند ایا باعث اتحاد می‌شود آیا از اجر و قرب امام علی کم می‌شود اگر خلیفه نباشد درست است گر الان آن زمان بود به طور قطع فرق می‌کرد خلافت این دو نفر درست اکه ما می‌گوییم عمر ضرباتی به اسلام زد و هزار چیز دیگر اما اینها گذشته و تمام شده است و در گوشه تاریخ مانده مهم حرف ها و سخنان امامان ماست که سرلوحه‌ای زیبا و راه گشا برای ماست آن هم نه هر حرف و سخنی آن حرف و سخنی که از آدمی مورد اطمینان نقل شده باشد شیعه دوازده امامی عادل.
امامت از خلافت جداست ما یقین داریم و اطمینان داریم که امامان ما امام و معصوم بودند و بدون شک الفاظ و کلمات ایشان برای ما حجت است اما چه فرقی دارد که این بزرگان ما خلیفه باشند یا نباشند.
این تخمه کینه و عداوت را از همان بچه‌گی فقط با احساس در دل شیعیان و سنیان می‌کارند بدون هیچ منطق خاصی که هر وقت یک سنی مذهب را می‌بینیم یا برعکس آن‌ها یک شیعی مذهب را می‌بینند که دارد نماز می‌خواند یا وضو می‌گیرد انگار یک انسان عجیب را دیده‌ایم انگار یک کسی را دیده ایم که سراسر وجودمان را پر از نفرت می‌کند اخم می‌کنیم تَخم می‌کنیم ابرو کج می‌کنیم و هزار ادا و اصول دیگر در می‌آوریم.
اقا به خدا او هم انسان است مگر شما به رفتار پیامبر نگاه نمی‌کنید که چگونه با کافران رفتار می‌کرد با آن‌هایی که آن همه بلا سرش آوردند پس این رفتار زشت و زننده برای چیست چگونه به خودتان اجاز می‌دهید اینگونه رفتار کنید‌ آن هم با یک مسلمان.
این‌ها همه‌اش یک سری تعصبات بی‌جاست که در هیچ جای اسلام جا ندارد چه برای شیعیان چه برای سنی مذهبان.
نه اینکه ما بخواهیم از حقوق خود و امامان کنار بکشیم و مقام و منزلت ایشان را انکار کنیم اما باور کنید می‌شود کنار کسی زندگی کرد که آنان را محترم می‌داند ولی امام خود نمی‌داند.
××× خواستم برای این پست چندتایی عکس بگذارم اما وقتی کشتار شیعه و سنی را سرچ کردم عکس‌هایی آمد که خودم نتوانستم آن‌ها را ببینم