میخواهم از سقراط برایتان بگویم سقراطی که بارها و بارها اسمش را شنیدایم ولی فکر میکنم تعداد محدودی باشند که با او آشنا باشند.
سقراط در سال 470 ق.م متولد در سن 70 سالگی در سال 399 ق.م فوت کرده. پدر او سوفرونیسکوس که برخی می گویند سنگتراش مجسمه فرشتگان بوده بود.
بله سقراط سنگتراش مجسمه فرشتگان بود و چهره زیبایی هم نداشت و بر اساس مجسمهای که از او موجود است چهرهای زشت و بد فرم داشت.
سقراط کتابی از خود ندارد و کتابی را به نام خود ننوشتهاست و این شاگردانش مانند افلاطون بودند که با نوشتن از استاد سقراط را به دنیا شناساندند و این سقراط از نظر هر کدام از شاگردانش و فیلسوفان بعدی یک نوع تعریف شده:
1. گزنفون: او را معلم اخلاق معرفی می کند.
2. افلاطون: سقراط مردی بود که رفتار روزمره او را قانع نمیکرد و اهل مابعد الطبیعه در بالاترین درجه بود.
3.ارسطو: سقراط عقل گرا و عقلی مذهب بود. او به مابعد الطبیعه بیعلاقه نبوده ولی فلسفه مُثُل مخصوص به خود را داشته نه مُثُل افلاطونی
روش عملی ارسطو دیالیکتیک یا همان گفت و شنود بود.
سقراط معرفت و فضیلت را یکیمیدانست و نتیجه این حرف این میشود که هیچ انسان عاقلی کار بد را با علم به بد بودن انجام نمیدهد پس هر کار بدی در دنیا انجام میشود فاعل آن جاهل به بد بودن آن بوده است.
گفته شده این قول به خاطر این است که خود سقراط از تاثیر شهوات در خصوص رفتار اخلاق آزاد بوده و میل داشت که همان وضعیت را به دیگران نسبت دهد یعنی در اصل این احوال خود سقراط بوده است.
آنچه ما از علم و عمل انسان در خارج میبینیم مخالف این جریان است انسانها بدی کاری را میدانند و آن را انجام میدهند.
استیس در تفسیر کلام سقراط آورده است که منظور او عقیده راسخ و کامل بوده است نه مانند کسی که به کلیسا میرود و اعتراف به این میکند که متاع دنیا ارزشی ندارد اما وقتی از کلیسا خارج میشود مانند کفتاری به دنبال متاع دنیا انگار هیچ چیزی با ارزشتر از آن در دنیا نیست.
اما بازهم این تفسیر قابل قبول نیست بارها در موردانسانها شنیده شده که میدانند کاری اشتباه است اما به خاطر وجود انگیزه ناگهانی از این معرفت خود گذشته و مرتکبت آن اشتباه شده اند و بارها شنیده شده از انسان که «خطا بود ولی انجام دادم» . «میدانستم که اشتباه است ولی انجام دادم.»
اگر چه ما نظریه اخلاق سقراط را رد میکنیم اما این یکی از درخشانترین نظریات در روم باستان است.
بنابر نظریه سقراط فضیلت یعنی همان بصیرت و مهمترین چیز در علم اخلاق همان بصیرت است و اینکه بصیرت قابل تعلیم است پس فضیلت هم قابل تعلیم است.این حرف زمانی دست است که ما بصیرت را به معنای عقیده راسخ و کامل بدانیم اما درغیر این صورت آن معرفت عقلانی فضیلت است که قابل تعلیم است نه خود فضیلت.
مرتبط
سقراط و اندیشههایش


