قرنهاست یعنی از همان اولی که انسان فکر کرد یا حداقل توانست فکرش را منتقل کند یا اگر بخواهم محکمتر بگویم از زمانی که فیلسوفها به وجود آمدند و دست نوشتهها یا تفکراتشان در دست ماست داستانی به نام کُشتی جنگ و صلح در این تفکرات و کاغذها دست و پنجه نرم میکند.
گاهی جنگ بر مسند مینشیند و گاهی صلح.
سوال این است که حالت طبیعی انسان در زمین صلح است یا جنگ؟
واقعا تا به حال این سوال برای شما پیش آمده است؟ مطمئنا در لحظه اول که این سوال به ذهنتان میرسد جوابی جز صلح برایش نمییابید اما به همین راحتی نیست اگر صلح است چرا قانون طبیعت که ما جزئی از آن هستم همیشه در جنگ است جنگ تز و انتیتز و به وجود آمده یک سنتر و همینطور تا …
اما قانون طبیعت قطعا صلح نیست طبیعت حکم میکند که هر کس قدرت بیشتری دارد حاکم است و بقیه محکوم و فرمانبردار.
این دقیقا چیزی است که فیلسوف انگلیسی به نام هابز بیان میکرد به همین خاطر بااینکه یک دموکراسی برا حکومت ارائه داد اما دموکراسی و حکومت یا سیاست را غیر طبیعی و قرار دادی برای انسان بیان میکرد و صلح را حالت غیر طبیعی و ثانوی انسان میدانست.
اما جالب است که حتی آنهایی که حالت طبیعی را برای انسان جنگ قرار داده اند اصلا جنگ را نمی ستایند و آن را برگرفته از تمایلات نفسی انسانها میدانند و راهکارهایی برای فرار از این حالت انسان به صلح ارائه داده اند و آن را بر طبق مجموعه از قوانین به نام حکومت یا سیاست بیان کرده اند.
پس فلسفه وجود سیاست و حکومت ایجاد صلح و آرامش برای انسانهاست چون حالت طبیعی برای انسان حالت زندگی و آرامش نیست و حکومت فرار از حالت طبیعی و جنگ به حالت صلح و ثانوی است و انسان بدون حکومت نمیتواند زندگی کند.
اما فلسفه صهیونیست بسیار جالب است فلسفهای که دستتمام فیلسوفان 2500 ساله را بسته و تمام افکارشان را در جنگ و کشتن خلاصه میکند. و حتی حکومتش را بر مبنای حالت طبیعی بنا کرده و اصل تفکرش را کشتن انسانها و دیگران و اینکه هر کس قدرتمندتر است باید برتر باشد بنا گذاشته است.
فلسفه صیهون یک فلسفه عملگراست که تمام فکر و فلسفه خود را در عمل نشان میدهد و میشود با کارهایشان فکر و فلسفه وجودیشان را فهمید.
گروهی که که انسانیت را به حد حیوانیت رساندهاند و حتی کوچکترین ارزشی برای انسانها قائل نیستند جایی را برای سلاخی انسانها پیدا کردهاند و صبح تا شب انسان را سلاخی میکنند.

اسرائیل در آنجا انسانها را نمیکشد او دارد فکر و تفکر کثیف خود را برجهان نشان میدهد دارد بی ارزش بودن جان انسانها را نشان میدهد. با این فکر دیگر انسانها یا باید صیهیونیسم شوند یا بمیرند جایی برای زندگی کردن آنها نیست.
البته راه دیگری هم هست و آن اینکه هر کسی سطل آبی بردارد و بر روی آنها بریزد تا آنها را در دریای نیل غرق کند. البته این سطلها اگر یکی یکی باشد هیچ فایدهای ندارد باید این سطلها با هم باشند و یکی باشند تا نیلی بوجود آید و همه آنها را غرق کند
غزه فریاد انسانها از درد حالت جنگ است جایی که صلح معنایی ندارد و صلح و زنده ماندن یعنی مردن کشته شدن.
Tags: فلسفه, فلسفه صیهونیسم, کشتن, انسان, اسرائیل, جنگ, سلاخی, صهیونیسم, غزه

سپتامبر 15, 2009 روی 6:38 ب.ظ
خصومت شما را درک نمی کنم اسراییل یک کشور آزاد با مردم صلح طلب است.